تا حالا در مورد این جمله چیزی شنیده اید؟ " از دماغمان درآمد" خوب ما مصداق این جمله شدیم و چون دماغمان هم بزرگ بود مقدارش هم زیاد بود. از روزی که برگشتیم من سرماخوردم خفن بعد بردیا از من گرفت و همینطور آب بینیش روان بود و سوراخهای بینیش کیپ بود و شب تا صبح بهم یک حال اساسی میداد بعد از اون علی مریض شد اونم از اون مدلهای خیلی بد جوریکه با سه روز اصلا سر کار نرفت و دو روز نصفه نیمه رفت ببینید چقدر حالش بد بوده وگرنه این کارمند نمونه امکان نداره سر کار نره.
خوب به سلامتی مریضی علی که تمام شد داشتیم یک نفسی میکشیدیم و دو سه تا قرار نی نی سایتی(پلی هاوس و کیدزکلاب و منزل یکی از دوستان) هم این وسط رفتیم که خیلی خوش گذشت بعد از اونجاییکه وقتی خوش بگذره باید از دماغ گنده مون در بیاد این بار با شدت عمل بیشتری از دماغمان درآمد.
از کیدزکلاب که برگشتیم بردیا بس که خسته بود تو ماشین خوابش برد وقتی اومدیم خونه چند دقیقه ای خواب بود و بیدار شد و گلاب به روتون چند بار بالا آورد و البته چند تا از دوستانش هم همینطور شدن خلاصه ما فحش نبود که نثار کیدزکلاب نکردیم غافل از اینکه کیدزکلاب بیچاره بی تقصیره . القصه که از اون تاریخ تا ١٠ روز دیگه بردیا اسهال و استفراغ شدید و تب داشت و این وسط یک شب تو بیمارستان تهران بهش سرم وصل شد و دفعه بعدش ٣ روز تو بیمارستان تهران کلینیک بستری شد. بعد از مرخص شدن از بیمارستان هم کلا خیلی خوش اخلاق شده بود و لب به هیچی نمیزد این بار من از بردیا ویروسو گرفتم و دو روزی هم من درگیر بودم.
خلاصه مطلب اینکه خیلی خوش گذشت.
پی نوشت ١: کلی سرچیدم تا بالاخره یک سایت یافتم که بتونم از لینک مستقیمش استفاده کنم و عکسها رو بشه دید.
پی نوشت ٢: همش میخوام از دایره لعات بردیا بگم یادم میره. میترسم اینقدر یادم بره که بردیا مثل آدم بزرگها حرف بزنه.
مامان - بابا - ددی - مانی(هم به مادربزرگش میگه هم به موبایل)- اما_بجای آما که مامان منه)- واوار(ژیوار)- عمه- عمو- للا(بجای رویا که خالشه ولی اصلا نمیگه خاله)- نیستش- وفتش(رفتش)- لالا- باژی(بازی)- آغ(چراغ)- بیش(بشینه)- بخ(بخوره)- بغ(بغل)- ایل(شیر)- اتقال(پرتقال)- بیس(بیسکویت)- هر چی هم که ربط به اعداد داشته باشه جوابش ده تاست مثلا: بردیا چند تا دندون داری؟ ده تا(دوازده تا داره ) یا بردیا چقدر دوستم داری؟ ١٠ تا- ددر(هرگونه تفریح خارج منزل)- په په ( هر گونه خوردنی)- بی پی(ببخشید پی پی)- جیش- آپ(آب)- ایس(خیس)- درد- ناخن- دست- موی(مو)- نان- پا٠- بصل(وصل)- آب آبو( هر گونه نوشیدنی که شبیه آب آلبالو باشه)- ابا(صبا)- امیر- امیرس(امیرسام)- ماشین- اباپی(هواپیما)- اتار(قطار)- تخت- بپو(پتو)- اوف(عروسک)- یخ- سرد- داغ- اشتی(کشتی)- میمون- هاپو- پیشی- ووافه(زرافه)- اس(خرس)- ببر- موش- دت(کیک)- موز- ابس(اسب)- عباس یا عباسی- الوو ............
چقدر بچم حرف بلده بزنه من نمیدونستم تازه کلیش هم یادم نبود بنویسم.